السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

378

تفسير الميزان ( فارسي )

مشتبه مىسازد لذا با اينكه كلمه عالمين را به تمامى عالم از آسمانها و زمين و ما بين آن دو - كه انسانها جزو آن است - تفسير كرده بود ، مع ذلك براى اينكه نقشه فرعون را خنثى كرده باشد ، صريحتر جواب داد و گفت : رب العالمين همان رب شما و رب پدران گذشته شما است . خوب ، خواهى گفت : عالم انسانى كه چندين عالم نيست ، بلكه يك عالم است با اين حال چطور آن جناب كلمه عالمين را در پاسخ دومش به عالم انسانها تفسير كرد ؟ در جواب مىگوييم : كلمه عالم به معناى جماعتى از مردم و يا موجوداتى ديگر است ، پس عالمهاى انسان عبارت مىشود از جماعتهاى انسان ، از جماعت حاضر در جلسه ، و جماعت گذشته ايشان كه فرمود : « پروردگار شما و پروردگار پدران گذشته شما » . توضيح بيشتر اين محاوره اينكه فرعون نمىخواست از حريم ارباب دفاع كند ، بلكه در حقيقت مىخواست از ربوبيت خود دفاع كند و اين حيله را به كار برد كه تعلق ربوبيت خدا نسبت به خود را باطل كند و بگويد اصلا دامنه ربوبيت خدا مرا نمىگيرد ، ولى اين معنا را اينطور بيان كرد كه : ربوبيت خدا به عالميان تعلق نمىگيرد و گرنه ربوبيت همه ربها باطل مىشود ، كه يكى از آنها منم ، هر چند فرعون خود را بزرگترين ربها مىدانست ، كه خداى تعالى از وى حكايت فرموده كه گفت : « أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى » « 1 » و نيز حكايت فرموده « قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرِي » « 2 » . پس گويا به موسى گفته است : اگر مقصودت از رب العالمين ، خداى تعالى است ، كه او رب العالمين نيست ، بلكه رب ارباب است و بس ، و اگر مقصودت الهى ديگر است كه آن هم باطل است ، زيرا هيچ الهى رب العالمين نيست بلكه هر الهى رب العالم خودش است ، پس ديگر رب العالمين چه معنايى دارد ؟ و موسى ( ع ) در پاسخ جوابى داده كه حاصلش اين مىشود كه در عالم هستى جز يك رب وجود ندارد ، در نتيجه رب العالمين رب شما هم هست و او مرا نزد شما فرستاده . و حاصل مغلطه فرعون اين است كه موسى جوابى به من نداد ، تنها عبارت رب العالمين را عوض كرد ، لذا موسى براى بار دوم به طور صريح فرمود : رب العالمين همان رب عالم انسانيت عصر حاضر و عالم انسانيت عصرهاى گذشته است و با اين بيان حيله و نقشه فرعون خنثى شد .

--> ( 1 ) سوره نازعات ، آيه 24 . ( 2 ) اى بزرگان قوم من براى شما هيچ الهى غير از خودم سراغ ندارم . سوره قصص ، آيه 38 .